نوشته شده توسط : JOKER
جدال فیزیك و متافیزیك
دوشنبه 16 شهریور 1388 06:20 ب.ظ
نوع مطلب : متافیزیک ،
نویسنده : علی اصل هاشمی
مقدمه
اغلب در زندگی روزمره خود ملاحظه میكنیم كه در اثر وجود یك ناسازگاری بین
ذهن ما و جهان خارج ، نظریات عجیب و غریبی اظهار میكنیم. این نظریه
پردازی از سرشت مبهم و ناموزون ما ناشی میشود. البته باید توجه داشته
باشیم كه نظریه پردازی علمی چیزی كاملا متفاوت از این موردی است كه اشاره
شد. در نظریه پردازی علمی ، انسان به صورت مستقیم با جهان خارج درگیر
میشود و ذهن در مواجهه مستقیم با آن آزاد است و لذا جهان در حكم فاعل و
ذهن در حكم منفعل میباشد. اما در نظریه پردازی كه ما اشاره كردیم، جای
این دو عوض میشود. در علم فلسفه از این نوع نظریه پردازیها عموما تحت
عنوان متافیزیك یاد میشود.
اگر تاریخ علم را مرور كنیم، ملاحظه میكنیم كه همواره از
روزگارهای قدیم رابطه بین علم و فلسفه ، خصوصا بین فیزیك و متافیزیك در
نوسان بوده است. به عنوان مثال در زمان گالیله به دلیل حكومت افكار
ارسطویی ، دانشمندان در ارائه نظریات علمی با مشكلات بسیاری مواجه
بودهاند. اما تاریخ فلسفه ، مخصوصا بعد از دكارت تحولاتی در این زمینه
پدیدار شد. فلسفه بعد از دكارت فلسفهای است كه نقش علوم تجربی ، خصوصا
فیزیك را در براندازی نظامهای فلسفی مهم میداند. مثلا نظریههایی در باب
زمان و مكان و حركت كه توسط نیوتون ارائه گردید، در فلسفه نیز تاثیر گذار
بودند. به همین ترتیب در اوایل قرن بیستم نظریه نسبیت عام انیشتین طلوع
كرد كه برداشتی بدیع و متفاوت از زمان و مكان و حركت ارائه داد و تاثیرات
دیگری را در حوزه فلسفه به همراه داشت.
در این دوران فیلسوف ذهن خود را در برابر جهان خارج و تاثیرات آن
منعطف میگرداند. بنابراین متافیزیك نیز جنبههای واقع بینانه اندیشیدن را
مد نظر قرار میدهد. پس در این دوران فیلسوف شخصی واقع گرا است كه ذهن خود
را از دام وسوسههای تخیل رهانیده و به جهان مانند یك پدیده عینی و نه
ذهنی نگاه میكند و لذا تعجب او و طرح پرسشهایش راهگشای علوم تجربی است و
دیگر علم تجربی را كفر و عالم تجربی را كافر نمیپندارد.
نوشته شده توسط : JOKER
متافیزیک و مذهب
دوشنبه 16 شهریور 1388 06:13 ب.ظ
نوع مطلب : متافیزیک ،
سام قندچی
مذاهب گوناگون در تاریخ بوجود آمده، تکامل یافته و از بین رفته اند. آنچه اساسأ در همه آنها مشترک است اعتقاد به یک سری اصول متافیزیکی است. در کلی ترین شکل خود اصول متافیزیک عبارتند از نظریات ما درباره منشا جهان، ساختمان جهان، و آینده جهان.
هرچند پیشرفت علم و دانش بشر از معماهای بیشتری پرده برداشته و عمق و گسترش بیشتری مییابد، ولیکن این سوألات کماکان برجای خود باقی میمانند. مثلأ با مشخص شدن منشأ منظومه شمسی، ساختمان ، و آینده آن، همین سوألات درباره کهکشان راه شیری طرح شدند، و بعد از آن درباره مجموعه های کهکشان ها و غیره.
در جهان بی نهایت کوچک ها، یا درک ما از اتم، سوالات درباره ساختمان جهان
از بحث اتم به بحث اجزاء اتم نظیر الکترون و پروتون تبدیل شد، و بعد از کشف بیش از
نوشته شده توسط : JOKER
تمرینات اصلی (وضعیت های) یوگا
چهارشنبه 28 مرداد 1388 07:11 ب.ظ
نوع مطلب : یوگا ،
بعد از تمرینات گرم کردن بدن، می توانید به تمرینات اصلی یوگا یا به اصطلاح به وضعیتهای آن بپردازید.
نوشته شده توسط : JOKER
متافیزیک ابن سینا
چهارشنبه 28 مرداد 1388 11:11 ق.ظ
نوع مطلب : متافیزیک ،
متافیزیک آن طور که ابن سینا در کتابش با عنوان "شفا" در نظر گرفته، توضیح عقلانی همه هستی ست. ابن سینا "مشتق شدن همه چیز از هستی لازم"، ابدیت هستی و نیز نفی شناخت آنچه مجزا از منبع هستی ست را در این کتاب توضیح داده است.
برای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
نوشته شده توسط : JOKER
شروعی بر ریکی
سه شنبه 27 مرداد 1388 01:46 ب.ظ
نوع مطلب : ریکی ،
چنانكه در بخش تاریخچه ریكی ذكر شد، دكتر میكائو اوسویی ریكی را در سال 1900 احیا كرد. اما این بدان معنا نیست كه دكتر میكائو اوسویی با روشهای شفاگری كه در زمان او نیز وجود داشته و استفاده میشد آشنا نبوده. ! دكتر اوسویی پس از 21 روز مراقبه در كوه كوراما كه به احیا ریكی انجامید تكنیك شفابخشی ریكی را از طریق دانشی كه از سیستم غدد درون ریز (این غدد در امتداد ستون فقرات و نواحیای كه 7 چاكرا "هفت مركز بزرگ انرژیایی بدن" قرار دارند.) كه عمدتا بر اساس مطالعات و دانستن روشهای شفاگری زمانه او بود پایگذاری كرد. پس از آن دكتر اوسویی نام موسسهای را كه بنا نهاد اوسویی ریو هو گاكای نام نهاد.

دكتر میكائو اسویی بخاطر ادغام نیروی شفابخشی ریكی با دیگر روشهای شفای آن روزی و استفاده آن بر روی نواحی (غدد درون ریز) به اول نام موسسه ریكی خود اسم خود را اضافه نمود تا ریكی او مشخص باشد؛ از اینرو به یقین او منكر اینكه شخصی یا گروهی نمیتواند ریكی را بسط و گسترش داده و یا كاملتر نماید نبوده است.!! "بر اساس گزارشها دكتر اوسویی مردی بسیار فروتن بود. خود او میگفت: در بالاترین سطح انرژی نیست. او خود را در درجهی 2 مینامید و جای پیشرفت را كاملا باز میگذاشت"؛ گواه این سخن را میتوان از گفتار ویلیام لیرند در كتاب ((روح ریكی- ترجمه خانم مهنوش امینیان)) نیز جستجو كرد؛ ویلیام لیرند نقل میكند:"نخستین تكنیك جدید ریكی، ماری اِل نامیده شد. این تكنیك در سال 1983 بوسیله اِتل لومباردی، یكی از استادان تربیت شدهی هاوایو تاكاتا، منتقل شد."
به جرات میتوان گفت: سیستم اوسویی ریكی یكی از بنیادیترین و قدرتمندترین روشهای ریكی است و مابقی سیستمهای ریكی یا احیا شده از آن هستند (پس از یادگیری اوسویی ریكی تكنیكهای دیگر به اشخاص یادگیرنده الهام شده) و یا الگو یافته از آن هستند و از اینرو اوسویی ریكی پیش نیاز یادگیری دیگر تكنیكهای امروزی ریكی میتواند باشد و هست.
نوشته شده توسط : JOKER
فلسفه بودایی
سه شنبه 27 مرداد 1388 11:00 ق.ظ
نوع مطلب : مقالات دیگر ،ادیان ،
به
سبب اهتمام تعالیم بودایى نقش باورنادرست به عنوان علتى براى ناخوشى،
طبیعى بود که فیلسوفان بودایى بر مسائل هستى شناسى و نظریه علیّت تمرکز
کنند. هستى شناسى مهم بود، زیرا نوعى خطاى فکرى که تصور مى شد به ناخوشى
منجر مى شود در خطا بودن درباره آنچه هست بود. نظریه علیّت مهم بود، زیرا
تصور بر این بود که امحاى علت ناخوشى به رفع خودِ ناخوشى مى انجامد. نخستین
تلاش ها براى نظام مند کردن تعالیم آیین بودا در گونه اى از ادبیات معروف
به ابى درمه بود که در آن همه عوامل تجربه بشرى بر طبق طرح هایى متنوع
طبقه بندى شده بودند. با بررسى روابط میان این مراتب علل، سرانجام به
تدریج، نظریه مبسوط علیّت شکل گرفت که در آن انواع مختلف روابط علّى شماره
شده بود. مکتب هاى ابى درمه بسیارى وجود داشت که هر کدام براى طبقه بندى و
شمارش عوامل تجربه، مجموعه اى از طرح هاى کلى مختص به خود داشتند. در واقع
هر کدام درباره اینکه خودِ واژه «ابى درمه» به چه معناست تفسیرى مختص به
خود داشتند; در میان تفسیرهاى محتمل از این واژه، یک تفسیر متداول این است
که ابى درمه بدین معناست: «آموزه اى والاتر و پیشرفته تر، یا آموزه اى که
به یک نظام برتر فرزانگى منتهى مى شود». تنوع رویکردهاى مقبول در متون ابى
درمه، بحث درباره این متون را به هر طریق، بلکه به عام ترین شیوه دشوار مى
سازد. در میان بیشتر مکتب هاى ابى درمه، این عقیده الزامى بود که بهترین
طرح براى رسیدن به شناخت از هر موجود پیچیده، تجزیه آن موجود به اجزاى
اساسى آن است. یک جزء اساسى این است که نتوان آن را به شیئى ساده تر تجزیه
کرد. اکثر بوداییان نظام گرا به این اصل اعتقاد دارند که قطعات یک
ساختمانِ به غایت بسیط که اشیاء از آنها ساخته مى شوند اساساً واقعى اند،
در حالى که اشیاى مرکب که از اجزاى ساده تر تشکیل مى شوند اساساً غیر
واقعى اند; آنان مى گویند که واقعى بودن تنها از طریق اجماع یک انجمن تحقق
مى یابد، مثلاً همان گونه که پیش تر در بخش سرشت بشر دیدیم در نزد
بوداییان میل شدیدى به پذیرش این مطلب بود که منش یک شخص محصول عناصر
بسیارى است; گرچه این عناصر را واقعى قلمداد مى کردند، درنهایت، این شخص
را غیر واقعى مى دانستند. این نظر درباره یک شخص ممکن است یک خیال باشد،
امّا او شخصى است که اداره جامعه را ممکن تر مى سازد، و بنابراین آن را مى
توان واقعیتى اجماعى دانست; در مقابل واقعیت بنیادى.
برای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
نوشته شده توسط : JOKER
دانلود کتابهای فارسی اکنکار
دوشنبه 26 مرداد 1388 11:00 ق.ظ
نوع مطلب : ادیان ،
دانلود کتابهای فارسی اکنکار اکنکار کلید جهانهای اسرارنویسنده: پال توئیچلمترجم: هوشنگ اهرپوربخش اول بخش دوم بخش سوم
برای دیدن دیگر کتابها کلیک کنید
نوشته شده توسط : JOKER
ایران و آیین بودا
یکشنبه 25 مرداد 1388 12:37 ب.ظ
نوع مطلب : ادیان ،
شاید درنظر نخست پیوند میان ایران و آئین
بودا امری شگفت انگیز به نظر آید. بیشتر ایرانیان؛ بودائیان را مردمی در
آنسوی عالم و به دور از سرزمینهای اسلامی به شمار می آورند که در معابد
خود به پرستش پیکرههای طلایی بودا مشغولند.
بهراستی آیا ما با بودائیان بیگانهایم؟ آیا در گذشته هیچگونه تماسی با
آنها نداشتهایم؟ در مآخذ قدیم فارسی بودا را چگونه وصف کردهاند؟
شاید بسیاری ندانند که سرزمین ایران؛ روزگاری از مراکز مهم بودایی جهان به
شمار میرفته و کنکاشی دقیق نشان میدهد که بودائیان، "دین" بزرگی برگردن
فرهنگ و تاریخ ایران دارند. هرچند در این زمینه موشکافی چندانی نشده است.
در این نوشتار فهرستوار مواردی این چنین را شرح می دهیم و خواهیم دید که در متون فارسی چه یادی از آئین بودا شده است:
اوستا
هرچند «بودا» و «زرتشت» را برآمده در سده 6 پیش از میلاد مسیح و کمابیش هم
عصر یکدیگر میدانند اما در متون کنونی اوستا اشاراتی به بودا هست. البته
مقایسه زرتشت با بودا خود نیازمند جستاری جداگانه است. همین قدر باید
دانست که این دو شخصیت تاریخی یکی در هند و دیگری در ایران، هردو در برابر
عقاید خرافی و رسوم جاهلی در درون جوامع هند و اروپایی آن روز
بهپاخاستند. «بودا» اسطوره قداست برهمنان را درهم شکست و زرتشت، ایرانیان
را به یکتاپرستی خواند.
اگر مباحث کلامی را کنار بگذاریم، آموزههای اخلاقی و رفتاری این دو آئین
با یکدیگر همسانی کامل دارند که چکیده آن همان «کردار نیک، پندار نیک و
گفتار نیک» است.
در «اوستا» در بند 16 از «فروردین یشت» به کلمه «گئومته» یا «گاتما» (نام
خاندان بودا) اشاره شده و در همان متن او را از رقبای زرتشت به شمار
آوردهاند، که ظاهراً در مناظرهای (میان یکی از موبدان زرتشتی با یکی از
پیروان بودا) مغلوب شده است.(1)
باتوجه به اینکه هیچ نشانی از رخنه آئین بودا به ایران در عصر زرتشت در
دست نداریم گفته میشود که این بخش از اوستا احتمالاً در دوره اشکانی یعنی
پس از انتشار دین بودا در مشرق ایران باید به اوستا افزوده شده باشد.
شاید مقصود از این عبارت آن باشد که یکی از مبلغان بودایی که در زمان
آشوکا یا بعد از او برای تبلیغ آن دین در ایران به خراسان آمده با یکی از
موبدان بزرگ زرتشتی درباره حقانیت دین خود مذاکره کرده و [موبد زرتشتی]
برمبلغ بودایی چیره گردیده باشد.
نام دیگری که شباهت به لقب گئومته بودا دارد و چندین بار در «وندیداد» از
اسفار پنج گانه اوستای موجود تکرار شده است، کلمه بوئیتی Buiti است که
«دار مستتر» معتقد است که این کلمه همان بودا است.
کلمه بوئیتی در فارسی «بت» یا صنم شده است و چون تدوین و تحریر وندیداد به
اغلب احتمالات در عصر اشکانی روی داده است و در آن روزگار دین بودایی در
مشرق ایران رواج فراوان داشته، شاید که حدس دارمستتر در تطبیق بوئیتی با
بودا بیراه نباشد»(2)
بودائیان در بلخ
جدا از این امر باید به شهر «بلخ» (در شمال افغانستان کنونی) و «معبد
نوبهار» آن اشاره کرد. «معبدنوبهار» که بنای اصلی آن را در اسطورههای
ایرانی به منوچهر نسبت میدهند(3)، در اصل صومعه ای بودایی به شمار
میرفته که تولیت آن با «برمک» جد بزرگ برمکیان وزرای ایرانی دربار عباسی
بوده است و اعتکاف و انزوای «لهراسب» را نیز در این معبد ناشی از گرویدن
او به آیین بودایی نسبت می دادند(4).
همه اینها بازتاب رواج آئین بودا و افکار بودایی در ایران اشکانی و در نواحی شرقی ایران آن روز و افغانستان کنونی به شمار میرود.
شهر بلخ که بنای آنرا نیز به شاهان اسطوره ای ایران نسبت میدهند. در
دوره اشکانی یکی از مراکز مهم دین بودایی با یکصد معبد و صدها راهب بوده
است و بودائیان برای طشت، دندان و جاروب بودا که در معبد نوبهار بلخ
نگهداری میشده، تقدس ویژه ای قایل بودهاند.
این دیر بودایی در شهر بلخ قرار داشت و به زبان سانسکریت آنرا «نُوه ویهار» به معنی دیر و معبد نو می گفتند.
سالیان دراز پیش از ساسانیان مبلغان بودایی از هند به باختر یعنی ایالت
بلخ رفت و آمد میکردند» (5) و بلخ از مراکز مهم بودایی در شرق ایران به
شمار می رفت.
نوشته شده توسط : JOKER
فرقه رام الله "امیخته ای از ادیان هند و اسلام و ..."
یکشنبه 21 تیر 1388 06:23 ب.ظ
نوع مطلب : ادیان ،
برگرفته از کتاب آفتاب و سایه ها نوشته استاد دکتر محمد تقی فعالی
این مطالب راجع به فرقه رام الله می باشد و بسیار جالب است البته یک سری انتقاداتی وارد شده که من معتقد نیستم این ها همه از کتاب آفتاب و سایه ها نوشته استاد دکتر محمد تقی فعالی می باشد.
مثلا در جایی گفته او با استفاده از کلمات از سوالاتی که از او می پرسند از زیر
سؤال فرار می کند و تفره می رود اما به نظر من او با استفاده از کلمات می خواهد حداکثر مفهوم را برساند ولی ان ها بیشتر از سطح فکری خیلی پایینشان چیزی نمی فهمند و ان را گریز از سوال می نامند
جهت توضیح این فرقه باید اندکی به تاریخچة هند بازگشت . سلاطین مسلمان یعنی غزنویان در قرن دهم میلادی به هند تاختند و در آنجا نیرو و قدرت عظیمی برای خود دست و پا کردند و در قرن یازدهم غالب خاک کشور هند را تسخیر کردند . در قرن سیزدهم میلادی یکی از مصلحان و پیشوایان بزرگ هندی ظهور کرد به نام « راماننده » . او در یکی از مذاهب معروف هند به نام مکتب ویشنو اصلاحاتی پدید آورد و مکتبی موسوم به نئوویشنوئیزم بنا کرد . در این مکتب امتیازات صنفی سیستم کاست الغاء شد . همچین خوردن گوشت حیوانات که حرام بود حلال اعلام شد که البته این گونه اعمال سبب مشاجرات و درگیریهای فراوان میان فرق گوناگون شد .
در میان شاگردان و اصحاب راماننده فردی بود که بعدها از استاد بالاتر رفت . او بعدها به مقام استادی رسید و پیروان زیادی گرد او جمع شدند . نام او « شیخ کبیر پانتیس » بود . متولد 1440 . م و در سال 1518 . م از دنیا رفت . شیخ کبیر شاعر و شغلش بافندگی بود . پدرش مسلمان و مادرش تابع مذهب ویشنو بود . او از یک طرف معتقد به تناسخ و چرخش گوناگون ارواح بود و از سوی دیگر به خدای واحد که ارمغان آیین اسلام است اعتقاد داشت . شیخ کبیر گفت که هر سالکی از دستگیری مرشدی روحانی ( به زبان محلی گورو یعنی معلم ) بی نیاز نیست .
یکی از شاگردان شیخ کبیر شخصی است به نام « بابانانک » متولد 1469 . م و وفات 1538 . م . بابانانک کسی است که آیین سیک یا آیین سیخ را در هند پدید آورد . آیین سیک ششمین و آخرین دین بزرگ هندیها است که سابقة آن به قرن 15 . م باز می گردد . لذا از ادیان متأخر هندی است . آیین بابانانک که به زودی پیروان فراوانی یافت ، عمدتاً یک آیین اجتماعی سیاسی است و براساس ملاحظاتی در دوره های مختلف به شدت مورد حمایت نظامیان انگلیسی که هند را مستعمره خود کرده بودند قرار گرفت .
شیخ کبیر به جز آنکه پدر آیین سیک محسوب می شود ، اقدام مهم دیگری هم کرد و آن اینکه طی سخنان پرشور خود سعی کرد آیینی مرکب از افکار عالی اسلامی و تفکر هندوها به ویژه ویشنو را مطرح کند . از این رو ترکیبی میان خدای اسلام و خدای ویشنو فراهم نمود . خدای اسلام « الله » و خدای ویشنو « رام » می باشد و از اینجا فرقه ای بنام « رام الله » پدید آمد . عقاید این فرقه تا حدی شبیه آیین سیک می باشد .
چند صباحی است که فرقه رام الله در ایران شروع به فعالیت کرده است . نماینده فرقه رام الله در ایران شخصی است به نام رامین رام الله که با خواهر دو قلوی خود به ترویج اندیشه های شیخ کبیر و آیین سیک در ایران می پردازد . رامین جوانی است که احتمالاً در سن حدوداً بیست سالگی رهبری این فرقـه را در ایـران به عهـده گرفته است . او در بین پیـروان خود بیـشتر به نـام « آواتار » ( یعنی سرور یا آقا ) نامیده می شود . او خود را یکی از اساتید حق در جهان می داند . شاگردان آواتار دربارة او حرفهای عجیبی می زنند و برای او اعمال شگفت انگیزی نقل می کنند . او را یک استراتژیست و تئوریستن الهی تمام عیار در عصر حاضر می دانند . او همه چیز را به روح خدا نسبت می دهد و سعی دارد فراتر از مذهب سخن بگوید . امروزه پیروان او در ایران از هزاران تن می گذرند . شرط حلقه آنها این است که هر فردی باید در هفته یک نفر را به حلقه وارد کند و الا خود او از حلقه خارج می شود .
تعالیم استاد رامین رام الله در دو سطح جریان دارد . سطح اول شامل آموزشی ساده و عمومی است که آن را مرحلة احیا و تولد دوباره می نامد . این دوره بیداری از خواب ، گشودن چشمها و گوشها و فعال شدن قلبها می باشد . سطح دوم که آموزشها برای منتخبین و برگزیدگان برگزار می شود هنرهای ماورایی یا مرحلة تعلیم اسرار نام دارد . امروزه سالیانی است که هر دو مرحله در ایران شروع شده و در حال توسعه است . او نام استـراتژی خود را « جریان هدایت الهی » یا « تعلمیات حق » یا « هنر زندگی متعالی » می نامد .
تعالیم رامین رام الله
یک ) این فرقه کاملاً به مبانی آیین های هندی به خصوص تفکرات یوگا پایبند و معتقد اسـت . رام الله در بحثی تحت عنـوان « سیـال حیاتی » ضمن بحـث از چـاکراها و نادیهـا می گویـد : « همانطور که بدن انسان دارای رگهایی برای عبور خون است و با اختلال در جریان گردش خون ، جسم بیمار و درمانده می شود . روان انسان نیز دارای مسیرهایی برای عبور جریان حیاتی است . در علم امروزی ، این مسیرها با عنوان نادی ها ( و در سطوح بزرگتر چاکراها ) شناخته شده اند . هر گاه جریان انرژی حیاتی در مسیرهای روانی انسان متوقف یا دچار اختلال شود بیماری ، نارسایی و رنج پدید می آید . »
دو ) دیگر از تعالیم رام الله تأکید بر عشق است . او حتی عبادت بدون عشق را خالی از فایده می داند و می گوید : « عبادت ، سعی ، تلاش ، تمرین ، همه اینها بدون وجود عشق الهی و حضور خداوند بی فایده و حتی خطرناک است . »
نوشته شده توسط : JOKER
تبلیغات
